خاله فاطی و نریمان
سلام عسلی مامان . چند روز پیش چند تا مهمون عزیز داشتیم. خاله فاطی دوست دوران دانشگاه مامان با شوهرش و نریمان کوچولو ی سه ساله اومده بودن خونه ما.
تو قبل از اومدنشون خیلی لج می کردی اما همینکه نریمانو دیدی ساکت شدی و گرم بازی شدی. هی نگاه می کردی اون چی برمیداره و داره چه بازی می کنه و سرت همینجوری گرم بود.
خلاصه حسابی بازی کردین.
.gif)
رفتنی نریمان گریه می کرد که تو رو با خودشون ببرن خونه و تو هم که گریه اونو دیده بودی گریه سر دادی.
.gif)
چند تا ازتون عکس انداختیم که تو پستهای بعدی میزارمشون.
.gif)
عسلی شیطون من ، هر روز که میگذره تو شیطون تر و خواستنی تر می شی. مثل فرفره چهار دست و پا راه می ری . وقتی رمی ذارمت تو حال و می رم تو آشپز خونه چند دقیقه بعد می بینم کنار ظرفشویی که وروجکی پاهاموحلقه زده و می خواد بلند بشه.
.gif)
پیشرفتهای تازه :
1- دیروز برای اولین بار لبه مبل رو گرفتی و خودت از جات بلند شدی.
2-وقتی بهت می گم بدو برو توپتو بیار قشنگ می فهمی میری برش میداری و بعد از 1 -2- 3- گفتن من بعد از اینکه چند بار تنتو عقب جلو میکنی توپو برام میندازی و کلی ذوق میکنی.
3- وقتی که چیزی باب میلت نیست و می خوای غرغر کنی یه ریز میگی ن ن ن ن ن ن ن!!!
.gif)
راستی !!!!!!
دیروز بعد از چهار ماه فاصله بلاخره یکی از دندونای بالایی عسلکم در اومد . مبارکه دخترییمیو!!!!


خاله فاطی و نریمان
